تبلیغات
عباس ابوالعباسی - مینیمال
 
عباس ابوالعباسی
اگر امروز حتی یک کلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلما شخص دیگری هستید.
چهارشنبه 19 اسفند 1394

مینیمال چیست؟

- مینیمال شکل سریع تلفظ کلمه­ی Mini Mail به معنای نامه­ی کوچک است.

خب این جواب کاملن درست است؛ اما مقصود ما چیزی فرای معنای ظاهری کلمه است.

 

برای این که بدانیم چطور باید به این پرسش پاسخ بدهیم، بیایید چند مثال بزنیم!

مثال اول:

پراید چیست؟

- پراید، یک ماشین است.

 

مثال دوم:

غزل چیست؟

- غزل، یک قالب شعری (= ادبی) است.

 

خب! حالا پس از این دو مثال ساده، به سوال اصلی برگردیم:

مینیمال چیست؟

اگر جوابتان این است که مینیمال، یک سبک داستان نویسی است باید خدمتتان عارض شوم که سخت در اشتباهید!

مینیمال، یک گرایش فکری است؛ یک جریان است! جریانی که مختص داستان­پردازی و یا حتا در مقیاس بالاتر؛ ادبیات هم نیست! مینیمال، مکتبی است که با نقاشی و مجسمه­سازی آغاز شده و در سینما، موسیقی و... هم تبلور داشته است. (ادبیات هم یکی از همان «و...»هایی است که در خط بالا آوردم!)

خب! حالا که کمی قضیه روشن شد، از این­جا به بعد درباره­ی داستان­نویسی به سبک مینیمال صحبت می­کنیم. (از این سطر به بعد، جهت اختصار، منظور از «مینیمال»، داستان مینیمال است.)

وقتی صحبت از مینیمال­نویسی به میان می­آید، اولین چیزی که به ذهن می­رسد، مسأله­ی حجم و کم بودن آن است.  بله! معمولن مینیمال­ها، حجم کمی دارند, اما این دلیل نمی­شود که کم بودن حجم را به عنوان یک «باید» برای مینیمال در نظر بگیریم. باید توجه داشت که حجم کم مینیمال­ها در اثر عوامل و عناصر دیگری است. (در ادامه، به این عوامل پرداخته خواهد شد!) وگرنه ما حتا رمان­هایی داریم که در قالب مینیمال دسته­بندی می­­شوند؛ چون خصایص مینیمال را دارند: مانند: «پیرمرد و دریا»ی «ارنست همینگوی» یا اغلب داستان­های «کارور». (داستان­هایی که گاه تا 20 صفحه هم می­رسند!). سیامك گلشیری نیز داستان­های كوتاه یا بلند «سالینجر» را مینیمال می­داند. در واقع اگر ما طرحی – حتا طرح رمانی – داشته باشیم که تا حداقل ممکن، عناصر آن را صیقل داده باشیم، هیچ چیز اضافه­ای نداشته باشیم و زبانمان کاملن پالوده شده باشد به گونه­ای که نتوان دیگر چیزی از آن کم کرد (= ایجاز) باید گفت با یک اثر مینیمالیستی روبرو هستیم.

پس الزامن حجم دلیل بر این نیست که اثری مینیمال هست یا نیست!

برای این که با این مسأله – که احتمالن با تعریف­های ذهنی­تان از مینیمال در تعارض است – بهتر کنار بیایید، اجازه دهید مثالی شعری برایتان بزنم.

غزل را تعریف کنید؟

اگر بخواهید به این سؤال پاسخ دهید، بعد از پیش کشیدن بحث نوع چیدمان قافیه­ها، بی­شک خواهید گفت غزل شعری است بین پنج تا پانزده بیت!

اگر سری به دیوان­های شعری بزنید، غزل­هایی خواهید یافت با ابیاتی بیش از این حرف­ها! مثلن حافظ، غزل 25 بیتی هم دارد:

جوزا سحر نهاد حمایل برابرم                              یعنی غلام شاهم و سوگند می­خورم

ساقی بیا که از مدد بخت کارساز                         کامی که خواستم ز خدا شد میسرم

نتیجه این که: حجم یک المان تعیین کننده نیست!

(کلن به خاطر گریزپایی و سیّال بودن ادبیات، هیچ چیز در این زمینه قطعی و صد در صدی نیست.)

 

همان طور که گفته شد، مینیمال یک جریان (و نه یک قالب ادبی) است و محدودیت حجمی در آن راهی ندارد. البته باید خاطر نشان کنم که ما به علت تنبلی هر چیزی که در این سبک باشد را مینیمال می­نامیم و از آن می­گذریم! مثلن همین داستان­های کوتاه کوتاهی که این روزها طرفدارن قابل توجهی دارد. بله! یک داستان 55 کلمه­ای ممکن است مینیمال باشد؛ اما بسنده­کردن به کلمه­ی «مینیمال» برای تعریف این نوع داستانی چندان عقلانی نیست! امروزه این نوع داستان­ها را داستان­های Flash Fiction یا داستان­های برق­آسا می­گویند. داستان­هایی در قالب Flash Fiction و در سبک مینیمال.

اگر جزو آن دسته هستید که Flash Fiction را با مینیمال یکی می­دانید، باید خدمتتان عارض شوم که مینیمال پدیده­ای است مربوط به نیمه­های قرن بیستم؛ اما خیلی قبل­تر از این حرف­ها کسانی بوده­اند (مثل کافکا) که داستان­های کوتاه کوتاه (Flash Fiction) می­نوشتند.

 

خب! اما اصلی­ترین عناصر داستان مینیمال کدامند؟

 

ایجاز

مینیمال، همه­ی عناصر یک داستان معمولی را در خود دارد؛ با این تفاوت که این عناصر با ایجاز و اختصار فوق­العاده­ای همراه است؛ تا آن­جا که برخلاف داستان کوتاه و رمان که «شخصیت» مهم­ترین عنصر آن است، «ایجاز» را مهم­ترین عنصر داستان مینیمال می­دانند. ایجاز، آن قدر در داستان مینیمال اهمیت دارد که مینیمالیست­ها عبارت «کم هم زیاد است» را شعار خود قرار داده­اند و گفته­اند:«مینی­مالیسم یعنی هیچ جزیی از اثرت را نتوانی حذف کنی. همین!»  به عبارت ساده­تر، کسی که می­خواهد یک داستان مینیمال خلق کند، نه تنها باید در طول داستان از دادن اطلاعات غیر ضروری به شدت پرهیز کند؛ بلکه باید آفرینش قسمت­هایی از داستان را نیز به عهده­ی خود خوانندگان بگذارد تا آن­ها خود به صورت انتزاعی ناگفته­های داستان را دریابند.

برای رسیدن به ایجازی که از آن سخن رفت، داستان­نویس­ها مجبورند به عناصر «گفت­و­گو»، «تلخیص» و «روایت» بیشترین توجه را داشته باشند، زیرا این عناصر بیشترین قدرت و سرعت را در انتقال اطلاعات داستانی دارا هستند.

البته همین ایجاز و استفاده­ی حداقلی از عناصر یک اثر بد (شاید هم اثر خوب!) دارد و آن هم این که این مسأله، قابلیت نقد به شیوه­های مرسوم را از داستان می­گیرد و دست منقد را بسته نگه می­دارد.

 

شخصیت

شخصیت­های داستان­های مینیمال، عمومن افرادی عادی، با همان زبان مردم کوچه و بازار هستند. آن­ها برای گفت­و­گو از کلمات ساده و جملات کوتاه استفاده می­کنند. در میان آن­ها نیز معمولن یک شاهزاده، یک کارآگاه بسیار باهوش، یک فرشته­ی زیبا و... پیدا نمی­شود.

شخصیت­ها در پایان این گونه داستان­ها، همان هستند که در اول بوده­اند؛ یعنی هیچ تغییری نمی­کنند. برخلاف یک رمان که شخصیت در طول آن و به تدریج کامل می­شود. معمولن برای درک بهتر این موضوع، شخصیت در دو نوع داستانی مینیمال و رمان به ترتیب به درخت و نهال تشبیه می­شود و می­گویند: شخصیت در داستان مینیمال، از ابتدا مانند درختی کامل است؛ اما در رمان مانند نهالی است که ما به تدریج شاهد درخت شدنش هستیم.

 

زمان و مکان

از خصوصیت‏های دیگر داستان‏های مینی‏مالیستی محدودیت زمان و مکان است. به دلیل کوتاهی حجم روایت داستان (دقت کنید: کوتاهی روایت! و نه کوتاهی کمّی داستان.)، زمان رویداد و حوادث بسیار کوتاه است. اغلب داستان‏های مینی‏مالیستی در زمانی کمتر از یک روز، چند ساعت و گاهی چند لحظه اتفاق می‏افتد.

تغییرات مکانی هم بسیار ناچیز و به ندرت رخ می‏دهد. شاید علت این امر، ثابت بودن زمینه­ی داستان باشد.

محدودیت زمان و مکان در این گونه­ی داستان­نویسی باعث می­شود تا داستان مینیمال، اغلب یک موقعیت کوتاه و یا برشی از زندگی باشد.

 

طرح و روایت

محدودیت عناصر زمان و مکان، بسته بودن دست ما در شخصیت پردازی و التزام به اختصار و ایجاز، عنصر «طرح» و «روایت» را در این گونه­ی داستانی پر اهمیت می‏کند. البته این اهمیت زیاد، نه تنها به معنای پیچیدگی طرح و توو در تویی آن نیست؛ بلکه این گونه داستان­ها، اغلب طرحی ساده و سر راست دارند. گاهی این سادگی تا آن جا شدت می­گیرد که ممکن است عده­ای به اشتباه گمان کنند اصلن طرحی وجود ندارد!

 

درونمایه

درونمایه­ی داستان‏های مینی‏مالیستی اغلب دغدغه‏های کلی انسان است: مرگ، عشق، تنهایی و... و کمتر به روایت رویدادهای اقلیمی پرداخته می­شود. اندیشه‏های سیاسی و فلسفی و اعتقادی راهی به دنیای این داستان‏ها ندارد؛ چرا که کوتاهی حجم داستان اجازه­ی پرداختن به این اندیشه‏ها را به نویسنده نمی‏دهد.

(البته ممکن است کسی داستان مینیمالی بنویسد که سیاسی یا اعتقادی باشد و از قضا خوب هم از آب درآمده باشد؛ کما این که من، خود نیز نمونه­هایی این­چنینی را خوانده ام. خب! همیشه استثنائاتی هم هست. نیست؟)

 

پایان بندی

می­خواهم در پایان مقاله، اشاره­ای هم به پایان­بندی داستان­های مینیمال و Flash Fiction داشته باشم.

بین Flash Fiction و شعر مرزی باریک – حتا باریک تر از مو – وجود دارد؛ تا آن جا اگر این نویسنده یا شاعر، مرزبان خوبی برای این مرز نباشد، ممکن است داستانش به عنوان یک شعر سقوط کند و شعرش نیز به عنوان یک مینیمال!

به نظر من، داستان­های کوتاه کوتاه، بیشتر از هر چیز در شعر، به رباعی شبیه است! یک Flash Fiction موفق، کوتاه است و پایانی غافل­گیر کننده دارد؛ درست مانند رباعی! رباعی در ذات خود کوتاه است و همیشه از مصراع آخر یک رباعی به عنوان ضربه­ی (تلنگر) شعر یاد می­کنند.

فکر می­کنم با همین مقایسه­ی کوتاه و بدون این که مستقیمن اشاره­ای کرده باشم، متوجه اهمیت یک پایان غافلگیر کننده شده­اید! شما برای این که به این مهم دست پیدا کنید باید در بطن طرح خود به یک گره­افکنی خوب فکر کنید، این گره­افکنی را با تعلیق (تعلیقی مناسب با حال و هوای مینیمال؛ به گونه­ای که موجب زیاده­گویی نشود!) به آخر داستان بکشید و ناگهان و یک باره با باز کردن گره داستان­تان، خواننده را متعجب و غافل­گیر کنید.

«آنتوان چخوف» و «اُ. هنری» از نام­آورترین افراد این عرصه هستند.

در آخر این نکته را هم باید یادآوری کنم که هیچ چیز به اندازه­ی خواندن آثار دیگران در این زمینه به شما نمی­تواند کمک کند!





نوع مطلب : عباس ابوالعباسی، 
برچسب ها : عباس ابوالعباسی، کافی نت نواب، مینیمال، داستان نویسی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:39 ب.ظ
Hello! I've been following your website for some time now and finally got the courage to go
ahead and give you a shout out from Atascocita Texas! Just wanted to say keep
up the great work!
سه شنبه 24 مرداد 1396 01:15 ب.ظ
Can I simply just say what a comfort to discover a person that actually knows what they're
talking about over the internet. You certainly realize how to bring a problem to light and make it important.
More people have to check this out and understand this side of the story.
I was surprised you are not more popular since you most certainly have the gift.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه